مثل خورشید میمونی میون این همه تاریکی –وقتی طلوع میکنی ظلمت دلم فراری میشه سیاهی غم وغصه کنار میرن و عشق تو سلطان قلبم میشه.وقتی حرف میزنی صدای ناز تو تا اعماق دلم نفوذ میکنه جز صدای قشنگ تو دیگه هیچ چیزی نمیشنوم...عشق پاک تو همه وجودم و همه زندگیمو لبریز کرده –داشتن تو بودن با تو زیباترین و بزرگترین ارزوی منه. ارزویی که سالهاست با منه ...صورت مهربون و چشمهای معصوم توهیچوقت از ذهنم پاک نمیشه همون چشمهایی که برق نگاهشون تاب ایستادن رو ازم میگیره.وقتی با هات حرف میزنم قدرت نگاه کردن به چشمهای گیرای تورو ندارم وقتی نگاهت میکنم وقتی میبینم شادی و میخندی وقتی صورت کوچیکت گل میندازه و مثل یه غزال گریز پا همه جا سرک میشی اگه یکم دقت کنی چشمهای نگرون منو میبنی که همه جا همراهت میاد پشت هر دیواری گوشه هر پنجره ای به انتظار میشینه تا تو بیایی و یه لحظه هم مهمون عزیز کرده دل عاشقم بشی.. میخوام از ارزوهام بگم برات : دوست دارم یه روز ابری زیره نم نم بارون دستهای کوچیک تورو تو دستام بگیرم و پا به پات قدم بردارم اونقدر باهات راه برم که دیگه نای ایستادن نداشته باشم دلم میخواد یه روزی وقتی نگاهت میکنم وقتی چشم تو چشمات دارم بدونی که عاشقتم بدونی وبدونم که ماله همیم .... اگه اون روز بیاد من خوشبخت ترینم .. هدیه من به تو یه اسمون ستاره است توی دل کوچیک من پره ستاره است میخوام تو ماه دلم باشی بیایی و با نور دوتا چشمهای قشنگت شب دلم رو نورانی کنی.. ماه پیشونی من میاد روزی که عشق تو بهم جرات بده تا ارزوهامو فریاد بزنم به امید اون روز. دوستت دارم
------------------------------------------------------------------------------------------
نظر یادت نره
--------------------------------
دلت تنگ است ميدانم ، قلبت شكسته است مي دانم ، زندگي
برايت عذاب است ميدانم ، دوري برايت سخت است ميدانم … اما
براي چند لحظه آرام بگير عزيزم …
گريه نكن كه اشكهايت حال و هواي مرا نيز باراني مي كند ، گريه
نكن كه چشمهاي من نيز به گريه خواهند افتاد … آرام باش عزيزم ،
دواي درد تو گريه نيست!
بيا و درد دلت را به من بگو تا آرام بگيري ، با گريه خودت را آرام نكن...!
با تنهايي باش اما اشك نريز ، درد دلت را به تنهايي بگو زماني كه
تنهايي!
گريه نكن كه اشكهايت مرا نا آرام ميكند .! گريه نكن چون گريه تو را
به فراسوي دلتنگي ها ميكشاند ! گريه نكن كه چشمهايم طاقت اين
را ندارند كه آن اشكهاي پر از مهرت را بر روي گونه هاي نازنينت
ببينند ، و دستهايم طاقت اين را ندارند كه اشكهاي چشمهايت را از
گونه هايت پاك كنند .! گريه نكن كه من نيز مانند تو آشفته مي شوم!
گريه نكن ، چون دوست ندارم آن چشمهاي زيبايت را خيس ببينم!
حيف آن چشمهاي زيبا و پر از عشقت نيست كه از اشك ريختن
خيس و خسته شود؟
اي عزيزم ، اي زندگي ام ، اي عشقم ، اگر من تمام وجودت مي
باشم ،اگر مرا دوست ميداري و عاشق مني ، تنها يك چيز از تو
ميخواهم كه دوست دارم به آن عمل كني و آن اين است كه ديگر
نبينم چشمهايت خيس و گريان باشند! زندگي ارزش اين همه اشك
ريختن را ندارد ، آن اشكهاي پر از مهرت را درون چشمهاي زيبايت
نگه دار ، بگذار اين اشكها در چشمانت آرام بگيرند … عزيزم گريه نكن
چون من از گريه هايت به گريه خواهم افتاد ! وقتي اشكهايت را
ميبينم غم و غصه به سراغم مي آيد!
وقتي اشكهايت را ميبينم حال و هواي غريبي به سراغم مي آيد !
وقتي اشكهايت را ميبينم ، از زندگي ام خسته مي شوم! وقتي
اشك ميريزي دنيا نيز ماتم ميگيرد ، پرندگان آوازي نميخوانند ، بغض
آسمان گرفته مي شود ، هوا ابري مي شود و پرستوهاي عاشق
خسته از پرواز !
گريه نكن عزيزم… آرام باش عزيزم، بگذار اين اشكهاي گذشته را از
گونه هاي نازنينت پاك كنم ، دستهايت رادر دستان من بگذار عزيزم،
سرت را بر روي شانه هايم بگذار عزيزم و درد و دلهايت را در گوشم
زمزمه كن عزيزم … من مي شنوم بگو درد دلت را عزيزم!
با گريه خودت را خالي نكن عزيزم چون بغض گلويم را مي گيرد ، با
گفتن درددلت به من خودت را خالي كن تا دل من نيز خالي شود!
ميدانم وقتي اين متن مرا ميخواني اشك از چشمانت سرازير مي
شود آري پس براي آخرين بار نيز گريه كن چون اين درد دلي بود كه
من نيز با چشمان خيس نوشتم ....
------------------------------------------------------------
نظر یادت نره
-------------------------
شايد كمي تند رفتم بعضي حرفهايم درست نبود ولي اخر چقدر صبر؟
تا كي بايد منتظرت بمانم؟ باورم كني
تو خود هم سرگرداني نميداني چه ميخواهي اگر مثل من درجستجوي عشقي با اين روش كه پيش گرفتي مطمئن باش نخواهي رسيد ميدانم نگراني دلهره داري نميخواهي دوباره شكست را تجربه كني
اما مگرميشود فراموش كرد؟ تو خود گفتي كه عشق را هيچ زمان نميشود از ياد برد حتي اگر براي او هوسي بيش نبود ولي براي تو عشق بود
اما چاره چيست ؟ تنهايي
تا به كي ؟
نميتوان تنها رفت راه زندگي را بايد تكيه گاهي داشت ميفهمي؟ سنگ صبوري كه بتوان دامن اشكش قرار داد
فرصت ندادي
نخواستي مرا بشناسي مرا و عشق مرا پس زدي نميدانم چرا ؟
كاش ميتوانستي پرده چشمانت را كنار بزني و مرا با چشم قلبت ببيني
كاش ميتوانستم قلبم را ازسينه بيرون ارم تاببيني كه به عشق تو مي تپد
كاش كاش كاش....
من از تو چه خواستم جز ذره اي مهر اندكي محبت جرعه اي عشق؟ زياد نيست بخدا زياد نيست
در مقابلش چه ميدادم؟
همه وجودم همه منيتم مال تو
دوست دارم اسيرت باشم اري اسير تو و لبخند تو به اسيري نميبري مرا؟
ميدانم حرفهايم را به تمسخر ميگيري اري خوب ميدانم كه ميخندي
تو به هر كس كه دوستت بدارد ميخندي
تو به چشمان ترم مينگري ميخندي
من به لبهاي پراز خنده تو ميگريم
اري ميگريم نه براي خودم نه
براي تو ميگريم كه عشق را به مسخره ميگيري.
------------------------------------------------------------------------------------------
نظر یادت نره
-------------------------
نظر یادت نره
---------------------
شروع می کنم به از تو نوشتن کاغذ مست می گردد قلم به رقص در می آید.نمی دانم چرا هر وقت می خواهم از تو چیزی بر روی کاغذ بیاورم و از تو بنویسم وجودم،قلمم،کاغذم همه وهمه به وجد می آییم.عزیزم!تمام دیشب در خیالت گریستم هنوز پاییز چشمانت را روی شاخه های سرد انتظار جستجو می کنم نمی دانی چقدر محتاج توام.هنوز کاغذهایم به شوق نگاهت رنگ کاهی را پس می زند وتمام شب وتمام ثانیه ها،یکی یکی می گذرند وبه اشک هایم به دریاها روان می شوند کاش برگردی زود،کوچه بی تو دل تنگی دارد کاش برگردی زود و می دیدی که چه حالی دارد ببینی که هنوز حلقه زرد خورشید داغ تنهایی من را دارد کاش زود برمی گشتی تا قاب عکس روی دیوار تهی از چهره تو نباشد وتمام صفحات دفترم از حرف ونگاه واسم تو پر شود کاش زود بر می گشتی.تو اگر برگردی من تمام شاخه های گل یاس را با تمام احساس تقدیمت می کنم./
------------------------------------------------------------------------------------------------------------
نظر یادت نره
-----------------------
نظر یادت نره
----------------------------
نظر نظر نظر نظر نظر نظر نظر يادت نره يادت نره يادت نره يادت نره